رفتن به مطلب

شاعری و خشتمالی!


ارسال های توصیه شده

شاعری و خشتمالی!


می گویند روزی سعدی شیرازی خشت مالی را دید که شعر های او را غلط و غلوط می خواند، ناراحت شده به میان خشت هایی که برای خشک کردن در آفتاب گذاشته بود، دوید و شروع کرد به خراب کردن آن ها.

خشتمال فریاد زد:
چه می کنی؟ من برای این ها زحمت کشیده ام.

سعدی هم گفت: من هم برای شعرهایم زحمت کشیده ام ! 
خشتمال چون سعدی را شناخت، گفت:

هر که در شیراز بود و خورد مُفت
می تواند شعرهای خوب گفت
گر دو روزی خشت اندازی کنی
اردک از پشتت در آید جفت، جفت
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...