رفتن به مطلب

zendgi


♥QueeN
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

کاش بلد بودی زندگی کنی

اگر زندگی هم قابل واگذاری بود بنگاه های معاملات یکی از اکازیون هاشان یک زندگی کم مصرف شده بود که متعلق به آدمی بوده که فقط حسرت کشیده و رویا بافته و زخم دیده و دلهره کشیده.

 تکه هایی مثل عشق و آواز و پرسه و خنده اش آکبند مانده و عین روز اول است.

کاش می شد تکه هایی از سهم زندگی ات را که مصرف نکرده ای واگذار کنی به آنی که بلد است مصرفش کند تا بیهوده خاک نخورد و خاک نشود.

بیخود نیست که آدم توی سرش تناسخ و بهشت و زندگی دیگر می بافد تا حسرت زندگی مصرف نشده اش را نخورد.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...