رفتن به مطلب

شهری پریشان میشود ازشعرچشمانم


ŦŁФШ  ΞTłHШ
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

شهری پریشان میشود ازشعرچشمانم ،

شهری پریشان میشود ازشعرچشمانم ،
من شعرمی بافم برای چشمهای تو!
این قدرت عشق است یاسحرنگاهی گرم
کین جا شدم عمری اسیر ماجرای تو!
دراین مسیر سخت وجانفرسا گرفتارم
جانم گرفت این غم ولی آنهم فدای تو
یک کوله بارواژه بردوش قلم دارم
زیباترین اشعاردیوانم برای تو!
هرچندآدمهاشدندافسانه، آدم نیست!
حوای پاک قصه ام دارد هوای تو!
می چینم آخر سیب لبهای تورا باعشق
تا انتهای قصه می مانم به پای تو!
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...