رفتن به مطلب

تو رفته ای و نشستم خیال می بافم


ŦŁФШ  ΞTłHШ
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

تو رفته ای و نشستم خیال می بافم

تو رفته ای و نشستم خیال می بافم
برای گردن پاییز شال می بافم


نشسته ام که به قولم عمل کنم بی تو
نشسته ام که خودم را بغل کنم بی تو


نشسته ام که به قولم وفا کنم شاید...
نشسته ام که خدا را صدا کنم شاید...


نشسته ام سر قولی که داده ایم به هم
نشسته ام سر قولم که بی تو جان بکنم


کنارخاطره هایی که رفتی از دستم
کنار خاطره هایی که عاشقت هستم


کنار خاطره هایی که از تو لبریزم
کنار خاطره هایی که چای میریزم


که دیر می رسی و چای سرد خواهد شد
و باز کودک این شعر مرد خواهد شد


که دیر میرسی و باز روبروی منی
به باد رفته ترین کاخ آرزوی منی


تو نام کوچک عشقی که بر زبان من است
و خاطرات پر از عشق تو جهان من است


کجای فاصله هایی که ناپدید شدی
خودت "هزار امیدی" که نا امید شدی


همیشه آخر این داستان یکی تنهاست
رها شدن غم دنیای بادبادکهاست


تو روبروی منی مثل روزهای قدیم
دوباره حرف زدیم و دوباره حرف زدیم...


تو رفته ای و نشستم خیال می بافم
برای گردن پاییز شال می بافم
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...