رفتن به مطلب

گله دارم ... گله از نحسی اقبال خودم


ŦŁФШ  ΞTłHШ
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

گله دارم ... گله از نحسی اقبال خودم

گله دارم ... گله از نحسی اقبال خودم
می دوم پشت سر مرگ به دنبال خودم


من شمردم به سرانگشت خودم، سی‌سال است
داده ام وعده ی امسال به هر سال خودم


چون کلافی که به دندان گره اش باز نشد
چشمت انداخت مرا باز به چنگال خودم


هیچکس بیشتر از من به‌خودم راست نگفت
شده ام آینه ی عبرت امثال خودم


سایه ی ظهر تموزم که به هر جا رفتم
شدم از چرخش خورشید، لگدمال خودم


دور تا دور مرا این همه دیوار گرفت
کاش یک پنجره هم بود فقط مال خودم


آرزوهایم اگر دورتر از دست من است
می کشم منت پرواز هم از بال خودم


توبه از عشق مکافات خودش را دارد
این منم ... من که شدم باعث اغفال خودم
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...