رفتن به مطلب

ستاره قرمز...


*Niloof@r*
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

من خواب دیده ام که کسی می آید
من خواب یک ستاره ی قرمز دیده ام
و پلک چشمم هی می پرد
و کفشهایم هی جفت میشوند
و کور شوم
اگر دروغ بگویم
من خواب آن ستاره ی قرمز را
وقتی که خواب نبودم دیده ام
کسی می آید
کسی دیگر
کسی بهتر
کسی که مثل هیچ کس نیست
مثل پدر نیست
مثل انسی نیست
مثل یحیی نیست
مثل مادر نیست
و مثل آن کسی ست که باید باشد
و قدش از درختهای خانه ی معمار هم بلندتر است !

 

فروغ فرخزاد
 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در اتاقی که به اندازه یک تنهاییست
دل من
که به اندازه یک عشقست
به بهانه های ساده خوشبختی خود می نگرد
به زوال زیبای گلها در گلدان
به نهالی که تو در باغچه خانه مان کاشته ای
و به آواز قناری ها
که به اندازه یک پنجره می خوانند
آه سهم من اینست
سهم من اینست
سهم من
آسمانیست که آویختن پرده ای آن را از من می گیرد
سهم من پایین رفتن از یک پله متروکست
و به چیزی در پوسیدگی و غربت واصل گشتن .

 

فروغ فرخزاد
 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جمعه ساکت
جمعه متروک
جمعه چون کوچه هاي کهنه ، غم انگيز
جمعه انديشه هاي تنبل بيمار
جمعه خميازه هاي موذي کشدار
جمعه بي انتظار
جمعه تسليم

خانه خالي
خانه دلگير
خانه در بسته بر هجوم جواني
خانه تاريکي و تصور خورشيد
خانه تنهايي و تفأل و ترديد
خانه پرده ، کتاب ، گنجه ، تصاوير

آه ، چه آرام و پر غرور گذر داشت
زندگي من چو جويبار غريبي
در دل اين جمعه هاي ساکت متروک


در دل اين خانه هاي خالي دلگير
آه ، چه آرام و پر غرور گذر داشت

 

فروغ فرخزاد

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اي ستاره ها که بر فراز آسمان
با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد
اي ستاره ها که از وراي ابرها
بر جهان ما نظاره گر نشسته ايد

آري اين منم که در دل سکوت شب
نامه هاي عاشقانه پاره مي کنم
اي ستاره ها اگر بمن مدد کنيد
دامن از غمش پر از ستاره ميکنم

با دلي که بويي از وفا نبرده است
جور بيکرانه و بهانه خوشتر است
در کنار اين مصاحبان خودپسند
ناز و عشوه هاي زيرکانه خوشتر است

اي ستاره ها چه شد که در نگاه من
ديگر آن نشاط و نغمه و ترانه مرد ؟
اي ستاره ها چه شد که بر لبان او
آخر آن نواي گرم عاشقانه مرد ؟

جام باده سر نگون و بسترم تهي
سر نهاده ام به روي نامه هاي او
سر نهاده ام که در ميان اين سطور
جستجو کنم نشاني از وفاي او

اي ستاره ها مگر شما هم آگهيد
از دو رويي و جفاي ساکنان خاک
کاينچنين به قلب آسمان نهان شديد
اي ستاره ها ، ستاره هاي خوب و پاک

من که پشت پا زدم به هر چه که هست و نيست
تا که کام او ز عشق خود روا کنم
لعنت خدا بمن اگر بجز جفا
زين سپس به عاشقان با وفا کنم

اي ستاره ها که همچو قطره هاي اشک
سر بدامن سياه شب نهاده ايد
اي ستاره ها کز آن جهان جاودان
روزني بسوي اين جهان گشاده ايد

رفته است و مهرش از دلم نمي رود
اي ستاره ها ، چه شد که او مرا نخواست ؟
اي ستاره ها ، ستاره ها ، ستاره ها
پس ديار عاشقان جاودان کجاست ؟

 

فروغ فرخزاد

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...