رفتن به مطلب

روزبه بمانی - اسمت که میاد ...


ŦŁФШ  ΞTłHШ
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • اسمت که میاد، حالم بد میشه
    یه تریلی غم از روم رد میشه
    مادرم میگه چته بیخودی؟
    باز اسمش اومد دیوونه شدی
    میگه چیه باز این حالت شده
    خجالت بکش چهل سالت شده
    میگه با خودش، باز شد عین روح
    زیرِ لب میگه این شب میره کوه
    رفیقام میگن، بسه بیچاره
    بعد پشتم میگن، طفلی حق داره
    پشتم از تو تو مهمونی میگن
    برمیگردم از گرونی میگن
    اسمت که میاد، همه بام بدن
    انگار سرِ صف کتکم زدن
    انگار نه انگار دیگه بزرگم
    میرم بغلِ مادربزرگم
    میرم بغلش میلرزه چونه م
    میگه گریه کن دردت به جونم
    گریه کن اگه غرقِ آتیشی
    اما با گریه هم خالی نمیشی
    میدونم اونم دلش رو هواست
    اونم جوونیش یکیو میخواست
    یکی که اسمش، اونقد بزرگ نیست
    یکی که قطعاً بابابزرگ نیست
    اسمت که میاد، همه بام بدن
    انگار سرِ صف کتکم زدن
    انگار نه انگار دیگه بزرگم
    میرم بغلِ مادربزرگم
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...