رفتن به مطلب

غیرت غم...


Maryam

ارسال های توصیه شده

 

"غیرت غم"
"بنازم غیرت غم را دمی نگذاشت تنهایم"
همی افزود بر قلبم غمی بر جمع غمهایم
دمی با غم به سر بردن همیشه در وجودم هست
به جای عشق غم پاشید بر دل ماه زیبایم
وجود من بود سرشار هم ازعشق، هم ازغم
دلم از عشق او سرشار و هم از غم سراپایم
رسیدن بر وصال عشق راهی مشکل است جانا
ولی چشم امیدم را نمی بندم که شیدایم
زمانی از قضا گردیده غم مهمان بر قلبم
بود بندی به دستانم و هم زنجیر بر پایم
گسسته تار و پود من بدون تو با غمها
که با غم چون کویرم من ولی با تو چو دریایم
بود شاید همین قسمت که من از تو جدا باشم
ولی تا اسم تو آید به یادم مست و شیوایم
بدون تو ندارم من در دیوان دل معنی
که با تو یار رعنایم بدان لبریز رویایم
نصیب این دل تنها رفاقت با غم عشقست
نگردد یاس امیدش، ز عشقت ماه رعنایم
بود ورد زبان من همیشه اولین مصرع "بنازم غیرت غم رادمی نگذاشت تنهایم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...