رفتن به مطلب

تمامی فعالیت ها

این جریان به طور خودکار بروزرسانی می شود     

  1. دیروز
  2. saberkarmin

    بیوگرافی گرشا رضایی

    سلامممم. به نظرم بیوگرافی خلاصه و کاملی بود از گرشا رضایی عزیز، مرسی مریم جان اگر علاقه داشتید به دانلود اهنگ های گرشا رضایی حتما به سایت آی سانگز سری بزنید به نظرم کامل ترین آرشیو آهنگ رو این وبسایت دارند یا از صفحه دسته بندی دانلود آهنگ آی سانگز هم میتونید به جدیدترین موزیک های روز دسترسی داشته باشید کیف کنید.
  3. هفته گذشته
  4. مینا آذری

    مراقبت‌ های عمل بینی

    مراقبت های بعد از عمل بینی برای رسیدن به یک نتیجه مطلوب و رضایت بخش از جراحی بسیار مهم و تاثیرگذار است. این مراقبت ها می تواند شامل موارد زیر باشد که بیمار باید پس از جراحی آن ها را رعایت کن: به مدت حداقل 7 روز پس از جارحی باید استراحت کند و از انجام فعالیت های سنگین و ورزش جدا خودداری نماید. پس از یک هفته برای کشیدن بخیه ها و برداشتن آتل بینی خود به مطب پزشک مراجعه نماید. بهتر است قبل از اینکار استحمام کند تا گچ بینی راحت تر برداشته شود. در طول دوره نقاهت در هنگام خوابیدن سر خود را بالاتر از بدن قرار دهد و برای اینکار می تواند از دو بالشت کمک بگیرد. به مدت حداقل دو هفته از مصرف داروهای ضد التهاب مانند آسپرین ها خودداری کند. همچنین به مدت حداقل دو هفته از مصرف سیگار و الکل پرهیز نماید. ایجاد ورم و کبودی بعد از عمل کاملا طبیعی بوده با گذشت زمان بهبود می یابد. برای رفع سریع تر آن می توانید از کمپرس یخ استفاده کنید. از گذاشتن مستقیم عینک بر روی بینی خود پرهیز کنید. در صورت ضرورت استفاده از آن می توانید عینک را با کمک یک چسب به پیشانی خود بچسبانید. با رعایت این موارد و علاوه بر آن جراحی نزد یک پزشک خوب و حاذق مطمئن باشید که به نتیجه مطلوب از جراحی خود دست خواهید یافت.
  5. جدیدا
  6. sAmaR!

    سیگار شکلاتی...

    زندگی یعنی امیدوار بودن محبوب من زندگی مشغله ای جدی است درست مثل دوست داشتن تو... #ناظم_حکمت
  7. داستان ترسناک / جن جن داستانی ترسناک درباره دو پسر جوان است که شبانه در یک مزرعه ذرت چیزی وحشتناک می بینند. دو پسر جوان به نام های ترور و ویل وجود داشتند. آنها بیشتر تعطیلات تابستانی خود را در مناطق مختلف شهر سپری می کردند و به دنبال کارهایی بودند که انجام دهند. یک شب گرم اوت ، پسران در کنار جاده اصلی روی حصار نشسته بودند. در کنار جاده یک مزرعه ذرت وجود داشت. ناگهان ، ترور چیزی را در آن زمین دید. در تاریکی ، تشخیص آن دشوار بود و او فکر می کرد یک حیوان عجیب و غریب است. او دوست خود را صدا كرد و به سمت چهره عجيب و غريب اشاره كرد. پیش خود گفت شاید او بتواند آن را ببینید. او مطمئن نبود ، اما چیز مرموز شبیه انسانی به نظر می رسید. پسران سر خود را بالا بردند و با دقت نگاه کردند. آن موجود عجیب از سیاهی بیرون آمد و آرام آرام به لبه زمین رسید. ترور و ویل به هم نگاه می کردند ، متعجب بودند. ویلی پرسید: "این چی بود؟" ترور پاسخ داد: "نمی دانم" ترور و ویل سعی کردند فرار کنند ،اما آن موجود زودتر به آنها رسید و دستش را روی شانه ترور گذاشت ترور چرخید و خود را مستقیماً روبروی آن چهره منفور دید که به آن خیره شده است. او فریاد وحشتناکی کشید. پوست پوسیده روی صورت آن در جاهایی کنده شده بود و استخوان زیر آن آشکار بود. برای لحظه ای ، فقط با سکوت به ترور خیره شد. سپس ، ناگهان بازوی او را گرفت. ترور احساس کرد که ناخن های آن در حالی که از چنگالش بیرون می آمد ، درون گوشتش می رود. این دو پسر از حصار بیرون پریدند و از جاده فرار کردند و با وحشت فریاد کشیدند تا زمانی که به خانه های خود رسیدند. آنها سعی کردند به والدین و دوستانشان در مورد چیزی که آن شب دیده بودند ، بگویند ، اما هیچ کس حرف آنها را باور نکرد. وقتی صبح روز بعد ترور از خواب بیدار شد ، خراشهای روی بازوی او هنوز آنجا بود. بعد از گذشت چند روز ، حالش بدتر و بدتر شد. ترور بیمار شد و والدینش او را به نزد پزشک بردند. پزشک پس از معاینه بازوی او ، به پسر گفت که آلوده است و به او قرص هایی داد که مصرف کند. متأسفانه شرایط ترور رو به وخامت رفت. عفونت به کل بازوی او سرایت کرد و مدت زیادی نگذشت که گوشت وی پوسیده و از بین رفت. او را به بیمارستان منتقل کردند اما پزشکان نتوانستند کاری انجام دهند ، هیچ درمانی وجود نداشت. این عفونت در کل بدن او گسترش یافت. به نظر می رسید که دیگر کاری از کسی بر نمی آید، او هر روز بدتر و بدتر می شد. پدر و مادرش فقط می توانند در كنار او بنشینند و گریه كنند ، هنگام تماشای پسر محبوبشان كه به آرامی در حال پوسیدن در مقابل چشمانشان بود. در روزی که سرانجام ترور درگذشت ، ویل به بیمارستان آمد تا او را ببیند. وقتی پسر وارد اتاق بیمارستان شد و دید که ترور در رختخواب است ، او وحشت کرد. دوستش دقیقاً شبیه آن موجود وحشتناک بود.
  8. داستان ترسناک/ پرستار بچه داستان پرستار بچه داستانی ترسناک است که بر اساس یک افسانه شهری در مورد دختر جوانی است که یک شب هنگامی که از دو کودک نگهداری می کرد یک تماس تلفنی مشکوک از یک مرد غریبه دریافت می کند. دختری جوان بود که به شغل نیاز داشت ، توانست در یک خانه بزرگ و دور و قدیمی ، به عنوان پرستار بچه کار پیدا کند. پدر و مادر بچه ها آن شب برای دیدن فیلمی به بیرون رفتند و بچه ها را به پرستار خود سپردند. پرستار وقتی دیروقت شد بچه ها را به رختخواب برد و خواباند و بعد از آن برای تماشای تلویزیون به طبقه پایین رفت. که ناگهان صدای زنگ تلفن را شنید، وقتی جواب تلفن را داد ، تمام آنچه که شنید نفس نفس زدن سنگین بود و صدای مردی که از او پرسید: "آیا به بچه ها سرزده ای؟" با ترس ، تلفن را سر جایش گذاشت و سعی كرد خودش را متقاعد كند كه این فقط كسی است كه با او شوخی می كند. او دوباره به تماشای تلویزیون برگشت اما حدود 15 دقیقه بعد دوباره تلفن زنگ زد. وقتی گوشی را برداشت و آن طرف خط صدای خنده وحشتناکی شنید. سپس همان صدا پرسید: "چرا بچه ها را چک نکردی؟" پرستار تلفن را محکم سرجایش کوبید. دختر بیچاره ترسیده بود و بلافاصله با پلیس تماس گرفت. اپراتور ایستگاه پلیس به پرستار گفت که اگر مرد دوباره زنگ بزند ، باید سعی کند تا صحبت را طولانی کند. این به پلیس زمان می دهد تا تماس را ردیابی کند. چند دقیقه بعد ، تلفن برای سومین بار زنگ زد و وقتی پرستار به آن پاسخ داد ، دوباره صدای نفس سنگین را شنید. صدا در آن طرف خط گفت: " تو باید بچه ها را بررسی کنی." پرستار به مدت طولانی به او می خندید و صحبت کرد تا تلفن را طولانی کند. او دوباره تلفن را قطع کرد و تقریباً بلافاصله ، دوباره زنگ خورد. این بار اپراتور ایستگاه پلیس فریاد زد: "همین حالا از خانه بیرون برو! تماس ها از طبقه بالا است! " پرستار از ترس تلفن را به زمین انداخت و ناگهان صدای پایی را شنید که از پله ها پایین می رفت. بدون مکث و به سرعتی باورنکردنی، از خانه فرار کرد. درست در حالی که در را پشت سر خود بست ، دست یک مرد در مقابل شیشه دید. او فریاد زد و دقیقاً همان لحظه یک ماشین پلیس را دید و به سمت خیابان فرار کرد. پلیس خانه را جستجو کرد و دو کودک را در طبقه بالا پیدا کرد که در یک کمد مخفی شدند و گریه می کردند و در اتاق خواب والدین ، یک تبر خونین پیدا کردند که روی زمین کنار تلفن طبقه بالا قرار داشت. پنجره باز بود و پرده ها در نسیم تکان می خوردند. هیچ نشانی از دیوانه ای که تلفن کرده بود ، وجود نداشت. او شب هنگام رسیدن پلیس فرار کرده بود و موفق نشده بود طرح هولناکش برای کشتن دو کودک و پرستار بیچاره انجام دهد.
  9. داستان کوتاه چوپان و سنگ سرد چوپانی عادت داشت تا در یک مکان معین زیر یک درخت بنشیند و گله گوسفندان را براي چرا در حوالی آن جا نگه دارد. زیر درخت سه تکه سنگ بود که چوپان همیشه از آن ها براي آتش درست کردن استفاده میکرد و براي خود چای آماده میکرد . هر بار که وی آتشی بین سنگها می افروخت متوجه ميشد که یکی از سنگها مادامی که آتش روشن است سرد است ولی علت آن را نمی دانست. چند بار تلاش کرد با تغییر دادنجای سنگها چیزی دست گیرش شود ولی هم چنان در هر جایی که سنگ را قرار می داد سرد بود تا این که یک روز تحریک شد تا از راز این سنگ آگاه شود. تیشه ای با خود برد و سنگ را به دو نیم کرد. آه از نهادش بر آمد. بین سنگ موجودی بسیار ریز مثل کرم زندگی میکرد. رو به اسمان کرد و خداوند را در حالی که اشک صورتش را پوشانده بود شکر کرد و گفت:« خدایا، ای مهربان، تو که براي کرمی اینگونه می اندیشی و به فکر ارامش وی هستی پس ببین براي من چه کرده ای و من اصلاً سنگ وجودم را نشکستم تا مهر تو را بخود ببینم.»
  10. ﺣﺘﻤﺎ ﺣﻜﻤﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭي ﭘﺎﺩﺷﺎهي بود که ﻭﺯﻳﺮي داشت که همیشه ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﺮ حادثه و ﺍﺗﻔﺎﻕ خير ﻳﺎ ﺷﺮي ﻛﻪ ﺑﺮﺍﯼ شاه می افتاد،ﺑﻪ پادشاه ميگفت : "ﺣﺘﻤﺎ ﺣﻜﻤﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ!" ﺗﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ چاقو ﺑﺮﻳﺪ ﻭ ﻭﺯﻳﺮ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﮔﻔﺖ: «ﺑﺮﻳﺪﻩ ﺷﺪﻥ ﺩﺳﺘﺖ ﺣﻜﻤﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ! » شاه ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ بسیار ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ به شدت ﺑﺎ ﻭﺯﻳﺮ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﻭ که ﺑﻪ ﺣﻜﻤﺖ ﺍﻳﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ معتقد نبود، ﻭﺯﻳﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ. ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁن رﻭﺯ ﻃﺒﻖ ﻋﺎﺩﺕ ﺑﻪ ﺷﻜﺎﺭگاه ﺭﻓﺖ، ﻭﻟﯽ این بار ﺑﺪﻭﻥ ﻭﺯﻳﺮ ﺑﻮﺩ. پادشاه ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺷﻜﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻋﺪﻩ ﺍي از ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﻮﻣﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ خواستند ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺪﺍﻳﺎﻧﺸﺎﻥ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻛﻨﻨﺪ. ﻭﻟﯽ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ کردن، ﻣﺘﻮﺟﻪ شدند ﺩﺳﺖ پادشاه ﺯﺧﻤﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﻧﻘﺺ می خواستند. ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﻴﻦ پادشاه ﺭﺍ ﺁﺯﺍﺩ کردند. ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﻪ ﻗﺼﺮ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ پیش ﻭﺯﻳﺮ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻗﻀﻴﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﻧﻘﻞ ﻛﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:« ﺣﻜﻤﺖ ﺑﺮﻳﺪﻩ ﺷﺪﻥ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻭﻟﯽ ﺣﻜﻤﺖ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ!» ﻭﺯﻳﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:« ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﺣﺘﻤﺎً ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺷﻜﺎﺭ ﻣﯽﺁﻣﺪﻡ ﻭ ﻣﻦ ﻛﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﺣﺘﻤﺎً قرباني می شدم.»
  11. Admin

    پذیرش شرایط استفاده میهن چت

    شما به عنوان یک کاربر میهن چت کاملاً درک می کنید و موافقت می کنید که اقدامات زیر را انجام ندهید : 1 - شما کاملاً آگاه هستید که همه آنچه توسط اعضا ، بازدیدکنندگان و ناظران در انجمن ها و ناظران در اتاق های گفتگو منتشر می شود ، ناشر آن فقط مسئولیت آن را بر عهده دارد. 2 - صفحات وب سایت ، به ویژه انجمن ها ، لزوماً نظر یا دیدگاه سایت ما را بیان نمی کنند. 3 - شما کاملا متوجه هستید که در صورت مشاهده توهین مداوم از سمت شما به شخص ، نهاد یا هر فرد دیگری از سایت محروم خواهید شد و در صورت بیش از 2 بار دور زدن محرومیت به طور مداوم از سایت محروم خواهید شد و همه ی مدیران سایت موظف به انجام این دستور العمل هستند. 4 - از افزودن هرگونه محتوا ، برنامه یا هر محصول الکترونیکی خالی از منبع یا دارای حق چاپ یا حقوق معنوی به صفحات سایت خودداری کنید ، میهن چت به حقوق مالکیت اعتقاد دارد و از نرم افزاری استفاده می کند که دارای مجوزهای قانونی است ، ما از نرم افزارهای حقوقی استفاده می کنیم در طراحی صفحات سایت و مدیریت آن. 5 - شما کاملاً آگاه هستید که نه مدیریت سایت و نه سرپرستان مسئولیت مستقیم یا غیرمستقیم در قبال نقص یا خسارتی را که شما را آزار می دهد و یا رایانه شما یا شبکه الکترونیکی شما را در نتیجه بارگیری یا استفاده از هر یک از مطالب یا صفحات سایت مورد استفاده قرار می دهد ، بر عهده ندارند. 6 - شما کاملاً آگاه هستید که امنیت رمز ورود شما تنها به عهده شماست ، ما رمزهای عبور خود را به صورت رمزگذاری شده در پایگاه داده ذخیره می کنیم ، در صورت از دست دادن رمز عبور به هیچ کاربری ارائه نمی دهیم ، در حالی که می توانید رمز ورود را تغییر داده و بازیابی کنید این به طور خودکار از طریق ایمیل شما که در آن عضویت خود را ثبت کرده اید ، مانند عضویت در انجمن ها ، به عنوان مثال. ما نمی توانیم رمز ورود شما را ببینیم یا بخوانیم زیرا برای امنیت بیشتر در پایگاه داده رمزگذاری شده است. 7 - شما کاملا آگاه هستید که مدیریت سایت با انتخاب و تعیین ناظران گفتگو ، تالارهای گفتمان و کارمندان مدیریت به دلخواه خود و با رعایت اصل کار داوطلبانه بدون هیچ گونه غرامت مالی ، همچنین مجاز به تغییر یا برداشتن اختیارات هر شخصی بدون اطلاع قبلی و بدون ذکر دلایل. ما از همه کسانی که در مدیریت سایت ، نرم افزار و محتوای آن مشارکت داشته و کمک می کنند ، سپاسگزاریم. 8 - شما به عنوان یک کاربر میهن چت با تمام مطالب و صفحات خود ، موافقت می کنید که خطرات ناشی از آن را به تنهایی و بدون هیچ گونه مسئولیتی از طرف میهن چت تحمل کنید و میهن چت هیچ گونه تضمینی در مورد ایمنی خدمات خود از شکاف ها یا نرم افزارها ارائه نمی دهد نقص یا هر نقص دیگری که ممکن است ایجاد شده و به دلیل استفاده از سایت به شما یا اموال شما آسیب برساند. 9 - شما کاملا آگاه هستید که میهن چت و مدیریت آن حق دارند که هر یک از سرویس های وب سایت را به روز کنند ، آنها را ببندند ، یا آنها را تا حدی غیرفعال کنند ، زیرا آن را مناسب می دانند و بدون اطلاع قبلی به هیچ یک از طرفین ، و هر عضو حق دارد درخواست کند بستن حساب وی یا عضویت در هر یک از صفحات گفتگوی میهن چت از طریق ایمیل برای ما. از نامه ای که در آن ثبت نام کرده است. 10 - شما متوجه می شوید که نقض هر یک از مفاد قبلی یا رفتار و اخلاق صحیح و شناخته شده اینترنت منجر به تعلیق عضویت شما می شود و دسترسی شما به سایت یا یکی از خدمات آن را با توجه به نظر مدیریت سایت محروم می کند. ، بدون هشدار یا هشدار قبلی. 11 - عدم انتشار پیوند به سایتهای دیگر به منظور تبلیغات ، تبلیغات ، هک کردن ، یا هرگونه تهدید در هر یک از خدمات و صفحات سایت. 12 - شما نباید شخص دیگری ، چه شخص ، نهاد ، شرکت یا هر شخص حقوقی دیگری را در صفحات وب سایت یا از طریق خدمات خود جعل کنید. 13 - از تلاش برای غلبه بر سرورهای سایت یا حمله به آنها یا تلاش برای دسترسی غیرقانونی به هر یک از خدمات یا صفحات سایت کاملاً خودداری کنید. 14 - شما در هنگام ارائه هرگونه اطلاعات شخصی در مورد خود یا خانواده یا هرگونه اطلاعات مالی در صفحات وب سایت و خدمات پرداخت شده ، تنها خود مسئولیت آن را بر عهده دارید.
  12. داستان طناب ﺩﻩ ﻣﺮﺩ ﻭ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺑﻪ ﻃﻨﺎﺑﯽ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻃﻨﺎﺏ ﺗﺤﻤﻞ ﻭﺯﻥ ﯾﺎﺯﺩﻩ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮑﻨﻔﺮ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﺳﻘﻮﻁ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ ﺯﻥ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺍﻭﻃﻠﺒﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻭﻗﻒ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﻧﮑﻨﻢ ... ﻣﻦ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭﯼ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺳﺨﺖ ﺑﻪ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮐﻒ ﺯﺩﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ.
  13. ŦŁФШ  ΞTłHШ

    داستان طنز

    داستان طنز ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻤﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺕ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺁﯾﺎ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺿﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ؟ ﺧﺎﻧﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺷﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ . ﺍﺑﺪﺍ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﺪ . ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ . ﺑﻌﺪ ﺍز ﻇﻬﺮﻫﺎ ﻫﻢ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﺪ . ﻋﺼﺮ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﺵ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺷﺐ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺗﯽ ﻣﺜﻞ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﻭ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮔﺮﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺩﺍﻣﺎﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ چنین ﻫﻤﺴﺮﯼ ﺳﻌﺎﺩﺗﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖ ! ﭘﺮﺳﯿﺪﻥ ﻭﺿﻊ ﭘﺴﺮﺕ ﭼﻄﻮﺭ ﺍﺳﺖ ؟ ﮔﻔﺖ : ﺍﻭﻩ ﺍﻭﻩ !!! ﺧﺪﺍ ﻧﺼﯿﺐ ﻧﮑﻨﺪ ! ﺑﻼ ﺑﺪﻭﺭ ، ﯾﮏ ﺯﻥ ﺗﻨﺒﻞ ﻭ ﻭ ﻭﺍﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻨﺒﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﺳﻔﯿﺪ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﺪ . ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺑﺨﻮﺭﺩ . ﺗﺎ ﻇﻬﺮ ﺩﻫﻦ ﺩﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺑﻌﺪ ﺍز ﻇﻬﺮ ﻫﺎ ﺑﺎﺯ ﺗﺎ ﻏﺮﻭﺏ ﺧﺒﺮ ﻣﺮﮔﺶ ﮐﭙﯿﺪﻩ ! ﻋﺼﺮ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺗﺎ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮔﺮﺩﺵ ﺍﺳﺖ . ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺯﻥ ، ﭘﺴﺮﻡ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺍﺳﺖ
  14. داستان راننده کامیون راننده کامیونی وارد رستوران شد . دقایقی پس از این که او شروع به غذا خوردن کرد ، سه جوان موتور سیکلت سوار هم به رستوران آمدند و یک راست به سراغ میز راننده کامیون رفتند . بعد از چند دقیقه پچ پچ کردن ، اولی سیگارش را در استکان چای راننده خاموش کرد . راننده به او چیزی نگفت . دومی شیشه نوشابه را روی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کرد . وقتی راننده بلند شد تا صورتحساب رستوران را پرداخت کند ، نفر سوم به پشت او پا زد و راننده محکم به زمین خورد ، ولی باز هم ساکت ماند . دقایقی بعد از خروج راننده از رستوران یکی از جوان ها به صاحب رستوران گفت : چه آدم بی خاصیتی بود ، نه غذا خوردن بلد بود ، نه حرف زدن و نه دعوا ! رستورانچی جواب داد : از همه بد تر رانندگی بلد نبود ، چون وقتی داشت می رفت دنده عقب ، 3 تا موتور نازنین را له کرد و رفت !!!
  15. داستان آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفت آقا ببخشید, مادر من تو اون آسایشگاه روبرو نگهداری میشه, من روم نمیشه چشم تو چشمش بشم چون زنم مجبورم کرد ببرمش اونجا, این امانتی رو اگه از قول من بهش بدید خیلی لطف کردید. قبول کردم و کلی هم نصیحتش کردم که مادرته بابا, اونم ابراز پشیمونی کرد و رفتم داخل آسایشگاه, پیر زن رو پیدا کردم, گفتم این امانتی مال شماس, گفت حامد پسرم تویی؟ گفتم نه مادر, دیدم دوباره گفت حامد تویی مادر؟ دلم نیومد این سری بگم نه , گفتم آره, پیرزنه داد زد میدونستم منو تنها نمی ذاری شروع کرد با ذوق به صدا کردن پرستار که دیدی پسر من نامهربون نیست؟ پرستاره تا اومد گفت شما پسرشون هستید؟ تا گفتم آره دستمو گرفت, گفت 4 ماه هزینه ی نگهداری مادرتون عقب افتاده , باید تسویه کنید حالا از من هی غلط کردم واینکه من پسرش نیستم ولی دیگه باور نمی کردن آخر چک و نوشتم دادم دستش, ولی ته دلم راضی بود که باز این پیر زن و خوشحال کردم , هر چند که پسرش خیلی ... بود. اومدم از پیرزنه خدافظی کنم تا منو دید گفت دستت درد نکنه , رفتی بیرون به پسرم حامد بگو پرداخت شد , بیا تو مادر!!!
  16. داستان آواز خواندن خروس هنگام سحر، خروسی بالای درخت شروع به خواندن کرد و روباهی که از آن حوالی می گذشت به او نزدیک شد. روباه گفت: تو که به این خوبی اذان می گویی، بیا پایین ب هم به جماعت نماز بخوانیم. خروس گفت: من فقط مؤذن هستم و پیشنماز پای درخت خوابیده و به شیری که آنجا خوابیده بود، اشاره کرد. شیر به غرش آمد و روباه پا به فرار گذاشت. خروس گفت مگر نمی خواستی نماز بخوانیم؟ پس کجا می روی؟ روباه پاسخ داد: می روم تجدید وضو می کنم و برمی گردم!
  17. داستان خنده دار گم شدن ملا روزی ملا خرش را گم کرده بود ملا راه می رفت و شکر می کرد. دوستش پرسید حالا خرت را گم کرده ای دیگر چرا خدا را شکر می کنی؟ ملا گفت به خاطر اینکه خودم بر روی آن ننشسته بودم و الا خودم هم با آن گم شده بودم!؟
  18. داستان پرواز در اسمانها مردی که خیال می کرد دانشمند است و در نجوم تبحری دارد یک روز رو به ملا کرد و گفت: خجالت نمی کشی خود را مسخره مردم نموده ای و همه تو را دست می اندازند در صورتیکه من دانشمند هستم و هر شب در آفاق و انفس سیر می کنم. ملا گفت : ایا در این سفرها چیز نرمی به صورتت نخورده است؟ دانشمند گفت :اتقاقا چرا؟ ملا با تمسخر پاسخ داد: درست است همان چیز نرم دم الاغ من بوده است!
  19. ۱. آب از سر بند بسته می‌شود معنی: باید هر اصلاحی را از مبدا و منشا آن انجام داد. ~~✦✦~~ ۲. پیل هر چی مردنی بشه د شکمشی یک زانو آوه معنی: فیل هر چه مردنی‌تر باشد در شکمش یک زانو آب موجود است. ~~✦✦~~ ۳. آو طرف آو ریز خو موره معنی: آب به طرف آبریز خود می‌رود. ~~✦✦~~ ۴. خوش درخشید، ولی دولت مستعجل بود معنی: پس از برخورداری از شیرین کامی‌ها و خوشی‌های زودگذر گفته می‌شود یا در جایی که شخصی یا جمعی برای انجام کار دست به کار شوند، ولی حادثه غیرمترقبه‌ای آن‌ها را از ادامه خدمت‌گزاری باز دارد و به نتیجه‌ای نرسیده باشند. ~~✦✦~~ ۵. دیگ شریکی را سر چار راهی مشکن معنی: کاری که چند تن در آن شریک باشند غالباً به دلیل اختلافات نتیجه خوبی نمی‌دهد. یا به عبارتی آشپز که دوتا میشه غذا یا شور میشه یا بی نمک. ~~✦✦~~ ۶. کار کو داندازه که از دست و پای نندازه معنی: کار را با قاعده انجام بده تا از دست و پا نیفتی ~~✦✦~~ ۷. دیر آیه درست آیه معنی: دیر آید درست آید.
  20. ۱. از درد ناعلاجی به گربه می‌گه خانوم باجی. ( وقتی که به ناچار مجبور به پذیرش چیز یا کس دیگری بشوند، این ضرب المثل را به کار می‌برند.) ~~✦✦~~ ۲. آش کشک خاله‌ته، بخوری پاته، نخوری پاته. (یعنی: این کار را باید انجام دهی. چه دلت بخواد چه دلت نخواد.) ~~✦✦~~ ۳. انگور خوب نصیب شغال می‌شه. (کنایه از دختران زیبا که دچار شوهران زشت و بد اخلاق می‌شوند.) ~~✦✦~~ ۴. آسوده کسی که خر ندارد، از کاه و جو اش خبر ندارد. (یعنی: آدم فقیر نگران از دست رفتن مالش نیست.) ~~✦✦~~ ۵. پز عالی، جیب خالی. (یعنی: پرمدعا و بی پول.)
  21. ۱. آب از دستش نمی‌چکد این مثل در مورد افراد بسیار خسیس استفاده می‌شود. ~~✦✦~~ ۲. آب پاکی را روی دستش ریخت یعنی ناامید کردن کسی ~~✦✦~~ ۳. از کوزه همان برون تراود که در اوست گفتار و رفتار هر کس بر اساس ذات و درونیات اوست. ~~✦✦~~ ۴. از ماست که بر ماست در موردی گفته می‌شود که شخصی از نزدیکان خود آسیب ببیند. ~~✦✦~~ ۵. آستین نو بخور پلو در موردی گفته می‌شود که افراد نادان را در لباس کهنه تحویل نمی‌گیرند و نادانان ظاهرساز را بر صدر می‌نشانند. ~~✦✦~~ ۶. آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزند یعنی برای آن که آسیبی متوجه تو نشود، نباید جلوی چشم دیگران عرض اندام کنی. ~~✦✦~~ ۷. آشپز که دوتا شد، آش یا شور می‌شه یا بی‌نمک یعنی وقتی قرار باشد دو نفر در کاری شریک شوند، حتما آن کار را خراب می‌کنند. (درست انجام ندادن وظیفه در کار گروهی) ~~✦✦~~ ۸. آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی وقتی در جور کردن مقدمات کاری افراط کنند ولی خود کار را به درستی انجام ندهند. ~~✦✦~~ ۹. اگر دعای بچه‌ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی‌ماند. این ضرب المثل را وقتی به کار می‌برند که کسی درباره تأثیر دعای فرزندان چیزی بگوید. ~~✦✦~~ ۱۰. آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟ یعنی کسی که به دیگران خیانتی نکرده است، با این که بخواهند به اعمال او رسیدگی کنند، مشکلی ندارد. ~~✦✦~~ ۱۱. اون‌ وقت که جیک‌جیک مستونت بود، یاد زمستونت نبود؟ یعنی آن موقع که باید خودت را برای روزهای سخت آماده بکنی، به بی خیالی و خوش گذرانی مشغول بودی. ~~✦✦~~ ۱۲. به قاطر گفتند: بابات کیه؟ گفت: آقا داییم اسبه. در مورد اشخاصی گفته می‌شود که می‌خواهند با پارتی بازی و به واسطه اقوام خود به جایی برسند. ~~✦✦~~ ۱۳. چاه کن همیشه ته چاه است یعنی کسی که توطئه می‌کند تا دیگران را به دردسر بیندازد، خودش دچار دردسر و گرفتاری می‌شود. ~~✦✦~~ ۱۴. چه خوشه میوه فروشی، کس نخره خودت بنوشی. این مثل را درباره خوراکی فروشان به طنز و طعنه به کار می‌برند. ~~✦✦~~ ۱۵. خدا به آدم گدا، نه عزا بده و نه عروسی یعنی هر چیزی آدم فقیر را دچار زحمت می‌کند. ~~✦✦~~ ۱۶. خر را که به عروسی می‌برند برای خوشی نیست، برای آبکشی است. در موردی گفته می‌شود که فردی زحمتکش را به جشنی دعوت می‌کنند ظاهرا او مهمان است ولی در اصل او را برای خدمت کردن دعوت کرده‌اند. ~~✦✦~~ ۱۷. خودشو نمی‌تونه نگه داره چه طور منو نگه می‌داره؟ داستان این ضرب المثل به این صورت است که بر سفره کریم خان زند، لرزانک (چیزی شبیه به ژله) گذاشته بودند. یکی از نزدیکان گفت: میل بفرمایید. خیلی قوت دارد. کریم خان گفت: این که می‌لرزد. چیزی که خودش را نمی‌تواند نگه دارد، چه طور مرا نگه می‌دارد؟ ~~✦✦~~ ۱۸. در دروازه را می‌توان بست؛ ولی دهان مردم را نمی‌توان بست. این ضرب المثل درباره حرف مردم است که هیچ گاه تمام نمی‌شود. ~~✦✦~~ ۱۹. دو قورت و نیمش باقیه. داستان این مثل از این قرار است که روزی حضرت سلیمان تمام حیوانات و پرندگان را به قصر خود دعوت کرد. سپس سفره‌ای پهن کرد و انواع غذاها به مقدار بسیار بر سفره نهاد. پیش از همه نهنگی سر از آب بیرون کرد و از سلیمان غذا خواست. به امر سلیمان لقمه‌ای در دهانش افکندند، بلعید و باز از سلیمان غذا خواست تا آن که تمام غذا را در دهانش ریختند و او بلعید ولی باز طالب غذا بود. سلیمان از خوراک آن حیوان تعجب کرد و از او پرسید: خوراک تو در هر روز چه قدر است. نهنگ گفت: روزی «سه قورت» و تمام این غذاها که به من دادید نیم قورت بود و هنوز دو قورت و نیمم باقیست. ~~✦✦~~ ۲۰. سوزن همه را می‌پوشاند؛ اما خودش لخت است. این مثل درباره انسان‌های بخشنده‌ای به کار می‌رود که به فکر دیگران هستند و اغلب از خودشان غافل می‌مانند. ۲۱. عروس که مادر شوهر نداره، اهل محل مادر شوهرشند. یعنی اهل محل و همسایه‌ها در کار عروس تازه دخالت می‌کنند. ~~✦✦~~ ۲۲. فقیر در جهنم نشسته. یعنی هر چه از دست انسان فقیر برود، می‌گوید: به جهنم. ~~✦✦~~ ۲۳. ﻓﯿﻞ ﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﻣﺮﺩﻩﺍﺵ ﺻﺪ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ. یعنی ارج و قیمت ﺷﺨﺺ نیکوکار در هنگام زندگی و پس از مرگ او به یک میزان است. ~~✦✦~~ ۲۴. ﻓﯿﻞ ﻭ ﻓﻨﺠﺎﻥ! یعنی ﺩﻭ چیز که از لحاظ شکل و قیافه قابل قیاس نیستند. ~~✦✦~~ ۲۵. فیلش یاد هندوستان کرده یعنی شخصی به یاد روزگار خوش گذشته افتاده است. ~~✦✦~~ ۲۶. ﻗﺴَم حضرت عباس ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭﮐﻨﻢ ﯾﺎ ﺩﻡ ﺧﺮﻭﺱ ﺭﺍ؟ یعنی چیزی را که می‌گویی دروغ است و دروغ تو کاملا مشخص است. ~~✦✦~~ ۲۷. کاه ﭘﯿﺶ ﺳﮓ ﻭﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ پیشﺧﺮ نهادن ﮐﺎﺭﯼ را بر خلاف عرف ﻭ ﻭﺍﺭﻭﻧﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻥ. ~~✦✦~~ ۲۸. ﮐﺒﮑﺶ ﺧﺮﻭﺱ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﺪ. ﺷﺎﺩ ﻭ ﺳﺮﺣﺎﻝ ﺍﺳﺖ . ~~✦✦~~ ۲۹. ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺧﺮ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ببرد، ﭘﺎﯾﯿﻦ هم ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ. یعنی ﺳﺮﺭﺷﺘﻪ هرﮐﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ابداع ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ. ~~✦✦~~ ۳۰. ﮐﻼﻍ ﺳﺮ ﻻﻧﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﻗﺎﺭﻗﺎﺭ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ. ﺑﻪ ﺧﻮﯾﺸﺎﻥ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮑﺎﻥ ﻧﺎﺳﺰﺍﮔﻮﯾﯽ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ. نظیر: فحش به فامیل تف سر بالاست. ~~✦✦~~ ۳۱. ﮐﻼغه می‌گه ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﺷﺪم، یه ﺷﮑﻢ ﺳﯿﺮ ﺑﻪ ﺧﻮد ﻧﺪﯾﺪم. یعنی والدین مجبورند خود را وقف فرزندان خود کنند. ~~✦✦~~ ۳۲. ﮔﺎﻭ ﻧُﻪ ﻣﻦ ﺷﯿﺮ ده این ضرب المثل درباره ﮐﺴﯽ به کار می‌رود ﮐﻪ ﺑﺎ ﺣﺮﻑ ﯾﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﻧﺎﺷﺎﯾﺴتی همه نیکی‌ها را که در مقابل افراد انجام داده، بی اثر و ضایع کند. ~~✦✦~~ ۳۳. ﮔﺮﺑﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺿﺎﯼ ﺧﺪﺍ ﻣﻮﺵ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﺩ. ﻫﯿﭻﮐﺲ بدوﻥ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺍﺟﺮﺕ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ، ﺗﻼﺵ ﻭ ﺯﺣﻤﺖ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺐ ﺳﻮﺩ ﺍﺳﺖ. ~~✦✦~~ ۳۴. ﮔﺮﺑﻪ ﺑﻪ ﺩنبه ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺳﮓ ﺑﻪ ﺷﮑﻤﺒﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺴﯽﮐﻪ ﭘﺮﺧﻮر ﻭ ﺷﮑﻤﻮست به کار می‌رود. ~~✦✦~~ ۳۵. ﮔﺮﺑﻪ ﺭﺍ ﺩﻡ حجله ﺑﺎﯾﺪ کشت. یعنی ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ هرﮐﺎﺭﯼ ﺑﺎﯾﺪ مواظب سوء استفاده دیگران بود. ~~✦✦~~ ۳۶. ﮔﺮﺑﻪﺭﻗﺼﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩﻥ یعنی ﺍﺷﮑﺎﻝ ﺗﺮﺍﺷﯽ ﮐﺮﺩﻥ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻭ ﻓﺮﺩﺍ ﮐﺮﺩﻥ، ﺑﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻥ. ~~✦✦~~ ۳۷. ﮔﺮﮒ ﺩﺭ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﯿﺶ یعنی ﺑﻪﻇﺎﻫﺮ ﻧﯿﮑﻮﮐﺎﺭ ﻭ ﻣﺼﻠﺢ ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﺑﺎﻃﻦ ﻓﺎﺳﺪ ﻭ ﺭﯾﺎﮐﺎﺭ. ~~✦✦~~ ۳۸. ﮔﺮﮒ ﺩﻫﻦﺁﻟﻮﺩﻩ ﻭ ﯾﻮﺳﻒ ﻧﺪﺭﯾﺪﻩ ﺑﺪﻭﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ عقوبت ﺷﺪﻥ. نظیر: آش نخورده و دهن سوخته. ~~✦✦~~ ۳۹. ﮔﺮﮒ ﻭ ﻣﯿﺶ ﺍﺯ ﯾﮏﺟﺎ ﻣﯽﺧﻮﺭﻧﺪ. این ضرب المثل درباره ﺟﺎیی به کار می‌رود ﮐﻪ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﻭ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ و کسی به دیگری آزار نمی‌رساند. ~~✦✦~~ ۴۰. ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺧﺮﺱ ﺗﺨﻢ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﺩ ﻭ ﯾﺎ ﺑﭽﻪ ﻣﯽﮐﻨﺪ؟ ﮔﻔﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻡﺑﺮﯾﺪﻩ ﻫﺮﭼﻪﺑﮕﻮﯾﯽ ﺑﺮ ﻣﯽﺁﯾﺪ. ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺁﺩﻡ ﺭﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻓﻦ ﺣﺮﯾﻒ ﻫﺮﮐﺎﺭﯼ ﺑﺮ ﻣﯽﺁﯾﺪ ~~✦✦~~ ۴۱. ﮔﻨﺠﺸﮏ ﺍﻣﺴﺎﻟﯽ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﭘﺎﺭﺳﺎﻟﯽ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﺩ. یعنی فردی ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺎﻣﻮﺧﺘﻪ و می‌خواهد به شخص با تجربه‌ای آموزش بدهد. نظیر: غوره نشده، مویز شده. ~~✦✦~~ ۴۲. ﮔﻨﺠﺸﮏ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻮﺩﻥ یعنی فردی بسیار فقیر ~~✦✦~~ ۴۳. مار از پونه بدش می‌آید، در لانه‌اش سبز می‌شود. این ضرب المثل زمانی استفاده می‌شود که کسی از چیز یا شخصی گریزان باشد و مرتبا با آن رو به رو شود. ~~✦✦~~ ۴۴. ﻣﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺳﺘﯿﻦ ﭘﺮﻭﺭﺩﻥ یعنی ﺁﺩﻡ شروری ﺭﺍ بدون اطلاع ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﺮﺩﻥ. ~~✦✦~~ ۴۵. ماﺭﮔﺰﯾﺪﻩ ﺍﺯ ﺭﯾﺴﻤﺎﻥ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ ﻣﯽﺗﺮﺳﺪ. ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﻫﺮﮐﺲ ﻭ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﺁﺳﯿﺐ و یا چشم ﺯﺧﻤﯽ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ. ~~✦✦~~ ۴۶. مال بد بیخ ریش صاحبش این ضرب المثل زمانی به کار می‌رود که وسیله‌ای که دارای عیب باشد، همیشه به صاحبش بازمی‌گردد و صاحب آن وسیله هم به ناچار باید آن را بپذیرد. ~~✦✦~~ ۴۷. مال مفت و دل بی‌رحم هنگامی‌ که فرد به مال مفت و مجانی رسیده و آن را اسراف و ریخت و پاش می‌کند. ~~✦✦~~ ۴۸. مال یک جا می‌رود ایمان هزار جا این ضرب المثل در موقعیتی استفاده می‌شود که مالی از فردی دزدیده شود و مالباخته بدون اطمینان به همه کس شک و ظن داشته باشد و تهمت بزند. ~~✦✦~~ ۴۹. ماه پشت ابر نمی‌ماند. یعنی عاقبت حقیقت آشکار می‌شود. ~~✦✦~~ ۵۰. ﻣﺎﻫﯽ ﺍﺯ «سر» ﮔَﻨﺪﻩ ﮔﺮﺩﺩ ﻧﯽ ﺯ «ﺩُﻡ» ﻣﻔﺎﺳﺪ ﻭ ﮔﻤﺮﺍهی‌ها همیشه از کسانی سر می‌زند که در جامعه شناخته شده هستند و مسؤولیتی دارند. ~~✦✦~~ ۵۱. ﻣﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺍﺯﺁﺏ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺳﺖ. یعنی هر موقع که ﺳﻮﺩﯼ ﺑﻪ ﭼﻨﮓ ﺁﻭﺭﺩﯼ، آن را غنیمت بدان. ~~✦✦~~ ۵۲. مثل زن سعدی یعنی زنی که همیشه در خیابان در حال گشت و گذار باشد و کم‌تر در خانه به سر ببرد. ~~✦✦~~ ۵۳. مثل سیبی که از وسط نصف شده باشد. کاربرد این ضرب المثل وقتی است که دو نفر و یا دو چیز شباهت فراوانی به یکدیگر داشته باشند. ~~✦✦~~ ۵۴. مثل عنق منکسره اشاره به فرد بد اخلاق و ترش رو ~~✦✦~~ ۵۵. مثل کبک سرش را زیر برف کرده. فردی که متوجه عیب خود نیست و از همه چیز بی خبر است. ~~✦✦~~ ۵۶. مثل ﮐﺒﮏ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﺑﺮﻑ ﻣﯽﮐﻨﺪ. یعنی سعی می‌کند از دور و بر خود بی اطلاع بماند؛ چون فکر می‌کند به نفع اوست که بی اطلاع باشد.
  22. ŦŁФШ  ΞTłHШ

    پدر

    روزی پسر کوچولویی می خواست یک سنگ بزرگ را جابه جا کند ، اما هرچه می کوشید حتی نمی توانست کوچک ترین حرکتی هم به آن بدهد. پدرش که از کنارش می گذشت ، لحظه ای به تماشای تقلای بی حاصل او ایستاد. سپس رو به او کرد و گفت : « ببین پسرم ، از همه توان خود استفاده می کنی یا نه؟» پسرک با اوقات تلخی گفت : « آره پدر ، استفاده می کنم.» پدر آرام و خونسرد گفت : « نه ، استفاده نمی کنی. تو هنوز از من نخواسته ای که کمکت کنم.» پدر جزئی از وجود ما انسان هاست و تجلی دهنده قدرت و عظمت خداوند مهربان در زمین است. پدر مخلوقیست که هر جا تو را در حال زمین خوردن ببیند ، حاضر است از خود بگذرد ، تا تو در مقابلش همیشه سربلند باشی.
  23. ŦŁФШ  ΞTłHШ

    حکیم

    حکیمی به دهی سفر کرد و زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حکیم خواست تا مهمان وی باشد. حکیم پذیرفت و مهیای رفتن به خانه ی زن شد.کدخدای دهکده هراسان خود را به حکیم رسانید و گفت : « این زن ، هرزه است به خانه ی او نروید » حکیم به کدخدا گفت : « یکی از دستانت را به من بده » کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان حکیم گذاشت. آنگاه حکیم گفت : « حالا کف بزن » کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت : « هیچ کس نمی تواند با یک دست کف بزند » حکیم لبخندی زد و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد ، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند!!! بنابراین مردان و پول هایشان است که از این زن ، زنی هرزه ساخته اند. برو و به جای نگرانی برای من نگران خودت و دیگر مردان دهکده ات باش!!!
  24. ŦŁФШ  ΞTłHШ

    سیاه چاله چیست؟

    سیاه چاله ها مکانی در فضا هستند که به دلیل بالا بودن قدرت گرانش در آنها حتی نور هم نمی تواند از آنان خارج شود. علت قدرت بسیار بالای گرانش در سیاه چاله این است که ماده در داخل یک فضای کوچک فشرده شده است. این اتفاق، وقتی می تواند رخ دهد که یک ستاره در حال مردن باشد. به علت این که هیچ نوری به بیرون سیاه چاله راه پیدا نمی کند، مردم نمی توانند سیاه چاله ها را ببینند. آن ها نامرئی هستند اما تلسکوپ های فضایی با داشتن ابزار های مخصوص می توانند سیاه چاله ها را پیدا کنند. این ابزار های مخصوص می توانند رفتار متفاوت ستارگانی که بسیار نزدیک به سیاه چاله هستند را در مقایسه با سایر ستارگان ثبت کنند. سیاه چاله ها چقدر بزرگ هستند؟ سیاه چاله ها می توانند بزرگ یا کوچک باشند. دانشمندان اعتقاد دارند کوچک ترین سیاه چاله ها به اندازه یک اتم تنها هستند. این سیاه چاله ها بسیار کوچک هستند اما جرمی به اندازه یک کوه بزرگ دارند. جرم کمیت اندازه گیری گیری مقدار ماده در یک جسم است. نوعی دیگری از سیاه چاله وجود دارد که به آن سیاه چاله ستاره وار گفته می شود. جرم آن می تواند 20 برابر بیشتر از جرم خورشید باشد. ممکن است تعداد بسیار زیادی از این سیاه چاله های ستاره وار در کهکشانی که زمین در آن قرار دارد وجود داشته باشد. نام کهکشانی که زمین در ان قرار گرفته راه شیری است. بزرگترین سیاه چاله ها سیاه چاله کلان جرم(supermassive) نام دارند. این سیاه چاله ها جرمی دارند که از جرم یک میلیون خورشید در کنار یکدیگر بیشتر است. دانشمندان ثابت کرده اند که هر کهکشان بزرگ،دارای یک سیاه چاله کلان جرم در مرکز خود می باشد. سیاه چاله کلان جرمی که در مرکز کهکشان راه شیری قرار گرفته است Sagittarius A نامیده می شود. این سیاه چاله جرمی برابر 4 میلیون خورشید دارد و می توان آن را در داخل توپ بزرگی قرار داد که حجمی به اندازه میلیون ها کره زمین دارد. سیاه چاله ها چگونه تشکیل می شوند؟ دانشمندان باور دارند کوچکترین سیاه چاله ها زمانی که جهان آغاز شد به وجود آمدند. سیاه چاله های ستاره وار زمانی تشکیل می شوند که مرکز یک ستاره بسیار بزرگ در درون خود نابود می شود که به ان اصطلاحا فروپاشی گفته می شود. وقتی این اتفاق می افتد، باعث به وجود امدن یک ابرنواختر یا سوپرنوا می شود. سوپرنوا یک ستاره در حال انفجار است که بخشی از ستاره را به داخل فضا پرتاب می کند. دانشمندان فکر می کنند سیاه چاله های کلان جرم همزمان با کهکشانی که در آن قرار دارند به وجود آمده اند. اگر سیاه چاله ها، دیده نمی شوند دانشمندان چگونه می دانند آن ها وجود دارند؟ سیاه چاله ها به این دلیل دیده نمی شوند که گرانش شدید تمامی نور را به مرکز سیاه چاله می کشد. اما دانشمندان می توانند تاثیر گرانش شدید را بر روی ستاره ها و گاز های اطراف سیاه چاله مشاهده کنند. آن ها می توانند ستارگان را مورد مطالعه قرار دهند تا ببینند آیا آن ها در نزدیکی یک سیاه چاله قرار دارند یا خیر.. وقتی یک سیاه چاله و ستاره در نزدیکی یکدیگر قرار می گیرند پرتوهای نور پر انرژی تولید می شود. این نوع از نور با چشم انسان دیده نمی شود. دانشمندان از ماهواره ها و تلسکوپ های فضایی برای دیدن این پرتو های پر انرژی استفاده می کنند. آیا یک سیاه چاله می تواند زمین را نابود کند؟ سیاه چاله ها در فضا حرکت نمی کنند تا ستاره ها، ماه ها و سیاره ها را ببلعند. زمین به داخل یک سیاه چاله نمی افتد چون هیچ سیاه چاله ای به اندازه کافی به منظومه شمسی نزدیک نیست تا چنین اتفاقی برای زمین رخ بدهد. حتی اگر یک سیاه چاله با جرمی به اندازه خورشید می توانست جای خورشید را بگیرد، بازهم زمین به داخل آن سقوط نمی کرد. علت این است که آن سیاه چاله گرانشی معادل گرانش فعلی خورشید می داشت و زمین و سایر سیارات منظومه شمسی همان طور که اکنون در مداری به دور خورشید حرکت می کنند، به همان شکل به دور آن سیاه چاله نیز حرکت می کردند. البته، خورشید هرگز به یک سیاه چاله تبدیل نخواهد شد زیرا خورشید ستاره به اندازه کافی بزرگی نیست که بتواند یک سیاه چاله تشکیل دهد. ناسا چگونه سیاه چاله ها را بررسی می کند؟ ناسا از ماهواره ها و تلسکوپ هایی که در فضا حرکت می کنند برای بررسی بیشتر سیاه چاله ها استفاده می کند. این فضاپیما ها به دانشمندان کمک می کنند سوالاتی اساسی را در مورد جهان هستی پاسخ دهند.
  25. ŦŁФШ  ΞTłHШ

    نجوم چیست؟

    نجوم چیست؟ مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو ... نجوم چیست؟ کلمه ی نجوم مردم را اغلب به یاد خیره شدن به آسمان شب،این طبیعت فراموش شده وعکس های بسیار زیبایی که توسط تلسکوپها گرفته شده می اندازد،در حالی که نجوم یک علم است و علم نجوم یعنی کار زیاد و مداوم و علم ریاضیات و فیزیک است. تصوری که مردم از یک منجم دارند این است که او را فردی می پندارند که به وسیله ی یک تلسکوپ در یک رصدخانه ی سرد وتاریک مشغول نگاه کردن به آسمان شب است(خوشبختانه اینگونه منجمان سخت کوش پس از گذشت اندکی دیگر تحمل نخواهند داشت)،منجمان تنها اندکی از وقتشان را صرف رصد با تلسکوپ می کنند و در رصد خانه ها معمولا دوربین ها و تلسکوپها و سایر تجهیزات توسط کامپیوترها در یک اتاق گرم نسبتا روشن به وسیله ی منجم کنترل می شوند. کلمه ی نجوم جمع نجم به معنی ستاره است. اماواژه یastronomy یعنی معادل انگلیسی کلمه ی نجوم از 2 واژه ی یونانی astron به معنای ستاره و nomos به معنای قانون گرفته شده است. نجوم علمی است که به مطالعه ی حرکات ، ساختار،ویژگی های همه ی اجرام سماوی مثل ستارگان،سیارات و کهکشانها و به تکامل و سرنوشت آنها می پردازد.ویژگی هایی مثل:جرم،رنگ،دما،ترکیبات و ... علم نجوم پاسخ به سوالات و کنجکاوی های بشر پیرامون جهانی است که در آن واقع شده است. 2 شاخه ی اصلی نجوم عبارتنداز:_ تئوری :که پدیده های رصد شده را با استفاده از محاسبات و شبیه سازی بر اساس فیزیک،شیمی و علوم دیگر توضیح می دهد. _ رصدی: به مشاهده آسمان و اجرام سماوی و اثبات فرضیه ها ی تئوری می پردازد. هر کدام از این شاخه های اصلی در نجوم خود به زیر شاخه هایی تقسیم می شوند: 1)هیئت و نجوم(astronomy) : به طور کلی درباره ی حرکت اجرام سماوی بحث می کند. 2)اختر فیزیک(astrophysics) : درباره ی ساختا ر،خواص فیزیکی،ترکیبات شیمیایی و تحولات درونی ستارگان بحث می کند و به مطالعه ی حرکات ظاهری و حقیقی ستارگان و تعیین مواضع آنها نیز می پردازد.این بخش از نجوم خود شامل دو قسمت است: الف)اختر فیزیک کاربردی ( ( applied astrophysics: عمدتا به طراحی ابزار و وسایل نجومی می پردازد و مطالعه ی کاربردی روش های اختر شناسی مورد نظر است. ب)اختر فیزیک نظری( Theoretical astrophysics) : که به کمک قوانین فیزیک،پدیده های نجومی را توضیح می دهد و تعیین می نماید. 3) کیهان شناسی (cosmology) : این رشته قوانین عمومی تکامل طبیعی و مادی جهان و ساختار آن را بررسی می کند.به عبارت دیگر جهان هستی را به طور کلی در نظر می گیرد و به مطاله ی آن می پردازد،2موضوع مهم مورد مطاله ی کیهان شناسی،بررسی وضع کهکشانها،نواختران و مساله ی اساسی انبساط جهان است. 4)کیهان زایی (cosmogony ) : درباره ی چگونگی پیدایش و منشا کیهان بحث می کند.مسائل مربوط به پیدایش،تحول و تکوین عالم،در قلمرو مطالعات کیهان زایی است. تفاوت علم نجوم با سایر علوم : علوم دیگر(عموما) می توانند یک آزمایش را در آزمایشگاه راه اندازی کنند و اتفاقاتی را که رخ می دهد مشاهده کنند اما علم نجوم محدود شده به مشاهدات آرام و آهسته ای که در عالم رخ می دهد. مقیاس ها در نجوم: نجوم، هم با چیزهای خیلی بزرگ و هم خیلی کوچک سروکار دارد. توجه کنید: شعاع توپ بسکتبال: Km 4-10×2 شعاع زمین: Km 6378 (تقریبا 7 10×3 برابر شعاع توپ بسکتبال) شعاع خورشید: Km 5 10×7 (تقریبا 109 برابر شعاع زمین ) فاصله نزدیکترین ستاره به ما (پروکسیما قنطورس) :1.30 پارسک برابر با 4.24 سال نوری برابر با Km 16 10×4 شعاع مشاهده شده از عالم: تقریبا 5 گیگا پارسک طول موج نور مرئی: تقریبا Km 10- 10×5 اندازه ی هسته اتم :Km 13-10 با توجه به این اعداد و ارقام نجومی به ادامه ی موضوع می پردازم. تاریخچه ای از نجوم : نجوم یکی از علوم کهن می باشد، نجوم از زمانهای ما قبل تاریخ در حال حرفه ای شدن بوده است.نجوم مدرن بر بسیاری از تئوری های فیزیکی قابل قبول مانند قوانین حرکت آقای نیوتن و قانون جاذبه ی عمومی وی متکی است. نجوم در گذشته علمی بود که هرکسی می توانست از آن بهره ببرد.بسیاری از افراد به واسطه ی استفاده از علم نجوم برای عملکردهای مفیدی مثل زمان سنجی یا راهیابی در دریا پر آوازه شدند. کلمبوس و هم عصرانش با استفاده از ستارگان توانستند سرتاسر اقیانوس اطلس را راهیابی کنند.تلسکوپ در سال 1610 به وسیله ی جناب آقای گالیله اختراع شد و وی از آن برای مشاهده ی جزئیات ماه استفاده کرد و با آن کوههای ماه و همچنین 4 تا از اقمار سیاره ی مشتری را که امروزه از آنها با نام اقمار گالیله ای یاد می شود،را رصد کرد.پس از آن آقای نیوتن طرح جناب گالیله را گسترش داد و تلسکوپ بازتابی را اختراع کرد که تا امروز هنوز از این نوع تلسکوپها استفاده می شود.در سال 1781 سر ویلیام هرشل سیاره ی اورانوس را کشف کرد.در سال 1838 از روش اختلاف منظر(جابجایی اجسام نزدیکتر در زمینه ی اجسام دورتر) برای یافتن فاصله ی دقیق ستارگان استفاده شد. پس از کشف نپتون،پلوتو در سال 1930 کشف شد ولی در حال حاضر پلوتو دیگر جزء خانواده ی سیارات نیست! نجوم مدرن خیلی پیچیده و پر هزینه است،در عوض در نجوم مدرن علاوه بر رصد امواج مرئی، رصدهایی در محدوده ی طول موج های رادیویی،فروسرخ، پرتوهای X و حتی پرتو های کیهانی صورت می گیرد و در این شرایط تلسکو پهای خارج از جو زمین مانند تلسکوپ فضایی هابل بهترین تصاویر را با بهترین کیفیت و وضوح از کهکشانهای دیگر و از دوردستهای عالم تهیه کردند. در میانه ی قرن بیستم کشف شد که جهان در حال انبساط است.این موضوع همراه با دیگر شواهد منجر به طرح مدل Big Bang (انفجار بزرگ یا مهبانگ) گردید،همه ی این ها در حالی است که آینده ی نجوم در گرو گسترش تکنولوژی ابزارهای جدید رصدی می باشد،تا به واسطه ی آن جهانی را که در آن واقع هستیم بهتر درک کنیم .
  26. در حالی که سیارات و حتی کهکشان‌های بی‌شماری در جهان وجود دارند، اما ما شناخت محدودی از آن‌ها داریم و تاکنون در تمام این سال‌ها توانسته‌ایم تا سیارات منظومه شمسی را بسیار محدود بشناسیم. همانطور که می‌دانید سیاره‌ی ما، یعنی سیاره‌ی زمین در منظومه‌ی شمسی واقع شده و سیارات دیگری هم در این منظومه وجود دارند. در این مطلب قصد داریم تا به معرفی گرمترین و سردترین سیارات منظومه شمسی بپردازیم و اطلاعات بیشتری از این سیارات را در اختیارتان قرار دهیم. منظومه شمسی ما شامل هشت سیاره است که به سیارات داخلی و خارجی تقسیم می‌شوند. دما در سیارات منظومه شمسی به فاصله از خورشید و عوامل دیگر بستگی دارد. معمولا سیاراتی که به خورشید نزدیک‌تر هستند، گرمترند و سیاراتی که دورتر از خورشید هستند، بسیار سردتر خواهند بود. سیارات منظومه شمسی هشت سیاره منظومه شمسی به ترتیب نزدیک‌ترین به خورشید شامل عطارد، زهره، زمین، مریخ، مشتری، زحل، اورانوس و نپتون هستند. چهار مورد اول که به عنوان سیارات درونی شناخته می‌شوند که به آن‌ها اجرام زمینی می‌گویند. این بدان معناست که آنها سیاره‌های سنگی و فلزی هستند. در سال‌های اولیه تاریخ جهان، این سیارات تنها اجرام سیاره‌ای بودند که می‌توانستند در برابر گرمای خورشید مقاومت کنند. به همین دلیل، سیارات داخلی جامد، سنگی، فلزی یا ترکیبی از هر دو هستند و دمای متوسط همه آنها نسبت به سیارات خارجی بیشتر است. سیارات بیرونی، مشتری، زحل، اورانوس و نپتون هستند که توسط کمربند سیارکی بزرگی از قسمت داخلی جدا می‌شوند. این سیارات از نظر درجه حرارت نسبت به سیاره‌های داخلی خود به طور قابل توجهی خنک‌ترند و در واقع به جای سنگ، در اصل از هیدروژن، هلیوم، مایعات متراکم، گازها و یخ تشکیل شده‌اند. این سیارات همچنین بسیار بزرگتر از سیارات داخلی هستند و دارای مدار و چرخش سریع‌تری نیز بوده‌اند. ترکیب گازی آنها همان چیزی است که باعث می‌شود سیارات بیرونی غالباً گازی نامیده شوند. آیا پلوتو سیاره است؟ پلوتو، در یک برهه از زمان، کوچکترین و دورترین سیاره منظومه شمسی محسوب می‌شد. در سال 2006 رسماً نام پلوتو از لیست سیارات منظومه شمسی حذف شد. دلیل این امر آن بود که در واقع از سه معیار لازم یک سیاره برخوردار نبود. در نتیجه اکنون پلوتو جزو سیاره‌های کوتوله منظومه شمسی به حساب می‌آید. در منظومه شمسی پنج سیاره کوتوله وجود دارد که از جمله آنها می‌توان به سرس، ماکیمکه، هاومئا و اریس اشاره کرد. دما در سیارات دمای سیارات توسط خورشید تحت تأثیر قرار می‌گیرد و بیشترین عامل موثر در دمای متوسط یک سیاره، مجاورت آن با خورشید است. با این حال، عوامل مهم دیگری مانند جو سیاره، سرعت چرخش و تراکم سیاره نیز در دمای آن تاثیرگذار خواهد بود. به طور کلی، هرچه سیارات فاصله بیشتری با خورشید داشته باشند، دمایشان هم کاهش می‌یابد. به این معنی که سیارات درونی نزدیکتر به خورشید، مانند عطارد، زهره و زمین، نسبت به سایر سیاراتی چون نپتون یا اورانوس دمای بالاتری دارند. همانطور که تغییر فصل‌ها و نوسانات دما را بر روی زمین شاهد هستیم، سایر سیارات نیز تغییرات زیادی در دما را تجربه می‌کنند. برای زمین، دوره چرخش یک روز یا 24 ساعت است، به این معنی که مدت زمان شب زیاد طولانی نیست. در سیاره‌ای مانند عطارد، که با سرعت کمتری می‌چرخد (6/58 روز در هر چرخش)، شب بسیار طولانی‌تر است. به همین دلیل، دما می‌تواند بیش از 1000 درجه فارنهایت کمتر از دمای روز باشد. از سوی دیگر دما برای سیارات گازی چندان متغیر نیست، زیرا خورشید سطح گازی را به اندازه‌‌ی سطح سنگی یا فلزی گرم یا سرد نمی‌کند. گرمترین و سردترین سیارات منظومه شمسی گرم‌ترین سیاره منظومه شمسی زهره گرم‌ترین سیاره منظومه شمسی با متوسط دمای 880 درجه فارنهایت است. گرچه دمای سیاره‌ها با نزدیک شدن به خورشید افزایش می‌یابد، اما به چند دلیل، سیاره‌ی زهره در واقع گرمتر از عطارد است. همانطور که گفته شد، عطارد دارای یک دوره چرخش آهسته است، به این معنی که از نظر دما بین روز و شب تفاوت فاحشی وجود دارد. علاوه بر این، اتمسفر نازکی دارد که اجازه می‌دهد گرما از آن خارج شود. در مقابل، زهره دارای اتمسفر بسیار متراکمی است، به این معنی که گرما را شبیه گلخانه به دام می‌اندازد. این بدان معنی است که گرما در جو سیاره وجود دارد و باعث می‌شود درجه حرارت آن بالاتر از هر سیاره دیگری باشد. دمای متوسط زهره 880 درجه فارنهایت بوده که بسیار گرم است و می‌تواند سرب را ذوب کند. این فرضیه مطرح است که در چنین دمایی هیچ شکلی از زندگی وجود ندارد. سردترین سیاره منظومه شمسی سردترین سیاره منظومه شمسی نپتون است. نپتون به عنوان دورترین سیاره از خورشید، گرمای کمتری را از اشعه‌های خورشیدی دریافت می‌کند یا اصلا گرمایی از خورشید دریافت نمی‌کند. به همین ترتیب، دمای متوسط بسیار کمی دارد و در منفی 331 درجه فارنهایت، عمدتا از یخ و مواد منجمد تشکیل شده است. نپتون فاصله‌ی زیادی با خورشید دارد‌ که تقریباً این فاصله به 2.8 میلیارد مایل می‌رسد. این دما شرایط هرگونه زندگی را در نپتون غیرممکن کرده است و امکان زندگی در آن وجود ندارد. لیست گرمترین و سردترین سیارات منظومه شمسی
  27. {وَإِلَى مَدْینَ أَخَاهُمْ شُعَیبًا قَالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکمْ مِنْ إِلَهٍ غَیرُهُ قَدْ جَاءَتْکمْ بَینَةٌ مِنْ رَبِّکمْ فَأَوْفُوا الْکیلَ وَالْمِیزَانَ وَلا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ وَلا تُفْسِدُوا فِی الأرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِهَا ذَلِکمْ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنِینَ}1 (اعراف: 85). ذکر شعیب در قرآن: در قرآن ده بار سخن از شعیب آمده است. در مواطن متفرقه‌ای از سوره‌های اعراف،‌ هود، شعراء و عنکبوت… خداوند او را به سوی مردم مدین مبعوث فرمود. مردم مدین به «اصحاب الأیکة» نیز شهرت دارند.{کذَّبَ أَصْحَابُ الأیکةِ الْمُرْسَلِینَ (١٧٦) إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَیبٌ أَلا تَتَّقُونَ}2 (شعراء: 177- 176). بعضی از مفسران عقیده دارند «اصحاب الأیکة» قوم دیگری غیر از مردم مدین بوده‌اند خداوند بعد از هلاک مردم مدین شعیب را به سوی آنها فرستاد آنها نیز او را تکذیب کردند در نتیجه خداوند آنها را به عذاب موسوم به «یوم الظلة» روز سایه (روز ابری) گرفتار کرد. اما قول صحیح این است که اهل مدین همان قوم موسوم به «اصحاب الأیکة» هستند. چون خداوند در تبیین صفات آنها در سوره‌ی شعراء می‌فرماید آنها در پیمانه و سنجش خیانت می‌ورزیدند و این صفت اهل مدین بود از این رو آنها را «اصحاب الأیکة» می‌نامند چون أیکه یعنی کشتزار و مزرعه‌ای که مملو از درخت و میوه های گوناگون است، آنها دارای باغها و بستانهای فراوان بودند از این رو «اصحاب الأیکة» نامیده می‌شوند. نسب شعیب: شعیب پسر میکیل پسر یشجر پسر مدین یکی از فرزندان ابراهیم خلیل علیه السلام است. مادرش دختر لوط بود. بعد از لوط مبعوث گردید. خداوند در داستان قومش می‌فرماید:{وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِنْکمْ بِبَعِیدٍ}3 (هود: 89). رسالت شعیب قبل از رسالت موسی بوده است. چون خداوند بعد از ذکر نوح و هود و صالح و لوط و شعیب بحث از موسی به میان می‌آورد.{ثُمَّ بَعَثْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسَى بِآیاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ}4 (اعراف: 103). این آیه دلالت دارد بر اینکه شعیب قبل از موسی و هارون زیسته است. اما بعضی از تاریخ نویسان به خطا رفته‌اند و گفته‌اند: شعیب چند قرن بعد از موسی مبعوث شده است. اما این سخن با نص سابق منافات دارد. این عده به اشتباه (شعیا) را که یکی از انبیای غیرمذکور در قرآن است شعیب گرفته‌اند و خطا از اینجا ناشی شده است، برخی از محققین روی این مسئله تحقیق کرده و بیان کافی نموده‌اند. محل سکونت اهل مدین: مردم مدین یک ملت عرب بودند که در سرزمین حجاز درجهت شمالی آن نزدیک بندر عقبه (جهت شمالی آن) می‌زیستند. طبری گوید: فاصله‌ی میان سرزمین مصر و مدین هشت شبانه روز راه است و در سرزمینی واقع شده بودند که هم اکنون عمان نامیده می‌شود و در جنوب فلسطین واقع شده، نسب مردم مدین، به مدین یکی از فرزندان ابراهیم منتهی می‌شود. در تورات مدیان نامیده شده‌ است؛ از اینرو این قوم مدین نامیده شده‌اند. چون مدین پسر ابراهیم به میان آنها رفت 5 و از ایشان زن گرفت و در میان آنها صاحب خانواده شد و به خاطر آن اهل مدین نام گرفتند. دعوت شعیب از قومش: مردم مدین اهل تجارت و کشاورزی بودند، در رفاهیت و نعمت بسر می‌بردند و پیرو دینی بودند که از ابراهیم به ارث گرفته بودند. اما دیری نپایید که عهد شکنی کردند، دین را تغییر دادند و به کفر روی آوردند و از صراط مستقیم منحرف شدند و منکرات عدیده از جمله «تطفیف» در توزین و پیمانه میان آنها رواج پیدا کرد. کالای خود را گران به مردم می‌فروختند و کلای آنها به قیمت ناچیز از آنان می‌گرفتند و فساد در روی زمین براه می‌انداختند. خداوند حضرت شعیب را در میان آنها مبعوث کرد. آنها را به توحید فراخواند و از عذاب خدا بیم داد و از تطفیف در پیمانه و توزین باز داشت و آنها را به صلاح و عدم فساد امر نمود. قسمت کمی از مردم به او ایمان آوردند و بقیه او را تکذیب کردند. تکذیب کنندگان در نهایت گمراهی و انکار بسر می‌بردند. سر راه مردم می‌ایستادند و آنها را از رفتن به نزد شعیب و ایمان آوردن باز می‌داشتند و کسانی را که ایمان می‌آوردند به شدت تهدید می‌کردند. چنانکه قرآن کریم از زبان شعیب نقل می‌کند: {وَلا تَقْعُدُوا بِکلِّ صِرَاطٍ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَتَبْغُونَهَا عِوَجًا}6 (اعراف: 86). و چون شعیب بر دعوت و موعظه‌ی آنها اصرار می‌ورزند دشمنی خود را با وی آشکار کردند و ادعا کردند که کلام وی را نمی‌فهمند و هدف وی نمی‌دانند و او را تهدید کردند، اگر از این دعوت دست بکشد او را می‌کشند. {قَالُوا یا شُعَیبُ مَا نَفْقَهُ کثِیرًا مِمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاک فِینَا ضَعِیفًا وَلَوْلا رَهْطُک لَرَجَمْنَاک وَمَا أَنْتَ عَلَینَا بِعَزِیزٍ}7 (هود: 91). بعد او را به اخراج از روستا تهدید کردند و گفتند: اگر او و پیروانش از دین جدید دست برندارند و به ملت آنها برنگردند، اخراجشان نمایند. {قَالَ الْمَلأ الَّذِینَ اسْتَکبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّک یا شُعَیبُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَک مِنْ قَرْیتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنَا قَالَ أَوَلَوْ کنَّا کارِهِینَ}8 (اعراف: 88). درس عبرت از داستان شعیب: عملکرد این قوم جای تعجب است! پیغمبر خدا آنها را به سوی دعوتی انسانی کریم و واضح همچو خورشید در وسط آسمان فرا می‌خواند ولی در جواب او می‌گویند: {مَا نَفْقَهُ کثِیرًا مِمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاک فِینَا ضَعِیفًا}9 (هود: 91). با اینکه دعوت او در نهایت ظهور و وضوح بود زیرا آنها را به ترک عبادت غیر خدا دعوت می‌کرد، ولی آنها او را به اخراج از روستا تهدید می‌کردند او آنها را به ترک منکر قبیح (تطفیف در پیمانه و میزان) دعوت می‌کرد ولی مسخره‌‌کنان او را به سخیف‌ترین کلمات جواب می‌دادند و نماز و عبادت او را مسخره می‌‌نمودند. {قَالُوا یا شُعَیبُ أَصَلاتُک تَأْمُرُک أَنْ نَتْرُک مَا یعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِی أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّک لأنْتَ الْحَلِیمُ الرَّشِیدُ}10 (هود: 87). به راستی جای تعجب است که عالم و دانشمند از سوی جاهل نادان مورد تمسخر واقع شود و دیوانه‌ی عاقل را به مسخره بگیرد و فرد سفیه خود را صاحب حجت و برهان عنوان کند و بخواهد با استفاده از حجت واهیش بر خصمی که به سوی طهارت و عفت و پاکی فرا می‌خواند اقامه‌ی حجت نماید، چه زمانی استقامت و پاکدامنی و فضیلت نقص و عیب تلقی شده اما منطق بغی و عدوان فضیلت و شرافت می‌باشد؟! چنانکه قوم لوط به پیغمبر و پیروان مؤمنش می‌گفتند: {أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْیتِکمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ یتَطَهَّرُونَ} موقف قوم شعیب نیز با پیغمبرشان چنین بود و می‌گفتند: {وَقَالَ الْمَلأ الَّذِینَ کفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَیبًا إِنَّکمْ إِذًا لَخَاسِرُونَ}11 (اعراف: 90). هلاک قوم مدین: آنها از فرط حماقت از شعیب خواستند قطعه‌ای از آسمان بر آنها بباراند اگر در دعوتش صادق است، عذاب روز ابری (الظلة) بر آنها فرود آمد خداوند به مدت 7 روز گرمای شدیدی بر آنها مسلط کرد طوری که آبهایشان به غلیان درآمد بعد ابری به سوی منطقه‌ی آنها آمد جهت فرار از گرما زیر سایه‌ی آن جمع شدند چون همگی زیر سایه جمع شدند؛ زمین زیر پاهایشان به لرزه درآمد صدای شدیدی آنها را فرا گرفت و آتشی از آسمان فرود آمد و آنها را در کام خود فرو برد. {فَکذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ یوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ کانَ عَذَابَ یوْمٍ عَظِیمٍ}12 (شعراء: 189). شعیب بعد از نابودی قومش مدتی زندگی کرد بعد در مقطعی از زمان (فاصله‌ی میان وفات یوسف و تولد و نشأت موسی) از دنیا رفت. ظن غالب بر این است که حوادث نابودی قومش بعد از انتقال بنی اسرائیل به سوی مصر بوده است. والله أعلم. منبع مقاله: پیغمبری و پیغامبران در قرآن، مؤلف: شیخ علی صابونی، مترجم: محمد ملازاده 1 شعیب را هم به سوی اهل مدین که خود از آنان بود فرستادیم بدیشان گفت: ای قوم من خدا را بپرستید که جز او معبودی ندارید. معجزه‌ای از سوی پروردگارتان برایتان آمده است. ترازو و پیمانه را به تمام و کمال بکشید و بپردازید و از حقوق مردم چیزی نکاهید و در زمین بعد از اصلاح آن فساد و تباهی مکنید. این کار به سوی شما است اگر ایمان دارید. 2 ساکنان أیکه پیغمبران را دروغگو نامیدند * هنگامی که شعیب بدیشان گفت: هان پرهیزگاری کنید. 3 قوم لوط از شما چندان دور نیست. 4 سپس به دنبال آنان موسی را همراه با دلایل روشن و معجزات متقن خود به سوی فرعون و اطرافیان او فرستادیم. 5 شایان ذکر است که ابراهیم فقط دو پسر داشته (اسماعیل و اسحاق) احتمال دارد که مدین نوه‌ی ابراهیم باشد. (مترجم). 6 شما بر سر راه‌ها منشینید تا مؤمنان به خدا را بترسانید و از راه الله باز دارید و آن را کج بنمایید. 7 گفتند: ای شعیب بسیاری از چیزهایی را که می‌گویی نمی‌فهمیم و ما شما را در میان خود ضعیف می‌بینیم اگر قبیله‌ی اندک تو نبود ما تو را سنگباران می‌کردیم و تو در پیش ما قدر و ارزش نداری. 8 اشراف و سران متکبر قوم شعیب گفتند: ای شعیب حتماً تو و کسانی را که با تو ایمان آورده‌اند از شهر و آبادی خود بیرون می‌کنیم مگر اینکه به آئین ما درآئید. شعیب گفت: آیا ما به آئین‌ شما در می‌آییم در حالی که دوست نمی‌داریم و نمی‌پسندیم. 9 بسیاری از چیزهایی را که می‌گویی نمی‌فهمیم و ما شما را در میان خود ضعیف می‌بینیم. 10 گفتند: ای شعیب آیا نمازهایت به تو دستور می‌دهد که ما چیزهایی را ترک کنیم که پدرانمان آنها را پرستیده‌اند و ما نمی‌توانیم به دلخواه خود در اصول خویش تصرف کنیم تو که مرد شکیبا و خردمندی هستی. 11 اشراف و سران کافر قوم او گفتند: اگر از شعیب پیروی کنید در این صورت شما زیانکار می‌گردید. 12 پس او را دروغ‌زن انگاشتند و عذاب روز ابر سایه‏گستر آنان را فرو گرفت كه آن عذاب روزی سهمگین بود.
  28. ŦŁФШ  ΞTłHШ

    داستان الیاس علیه السلام

    {وَإِنَّ إِلْیاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ (١٢٣) إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلا تَتَّقُونَ (١٢٤) أَتَدْعُونَ بَعْلا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِینَ}1(صافات: 125-123). بحث از الیاس در قرآن: در سه جای قرآن کریم یک بار در سوره‌ی انعام و دو مورد در سوره‌ی صافات نام الیاس آمده است. در سوره‌ی صافات یک بار به نام الیاس و بار دیگر به نام الیاسین آمده است. { سَلامٌ عَلَى إِلْ یاسِینَ} (صافات: 130). ابن کثیر گوید: یعنی الیاس، زیرا اعراب نون به آخر بسیاری از اسماء اضافه می‌کنند. چنانکه گویند: اسماعیل و اسماعین، اسرائیل و اسرائین،‌ الیاس و الیاسین 2 نسب الیاس: الیاس پسر یاسین پسر فنحاص پسر عیزار پسر هاران است. ابن جریر طبری در تاریخش این نسب را ذکر کرده و برگزیده ولی دیگران نسبهای دیگری ذکر کرده‌اند که با این نسب اختلافاتی دارد، اما همگی بر این امر که از نسل هارون بوده اتفاق دارند. نسب او در نهایت به ابراهیم خلیل می‌رسد و از جمله‌ی انبیای بنی اسرائیل است. دعوت الیاس علیه السلام : در تاریخ طبری به نقل از ابن اسحاق پیرامون دعوت الیاس مطلبی آمده که خلاصه‌ی آن چنین است: چون الیاس بنی اسرائیلیان را به رها کردن بت پرستی و پرستش خدای یگانه دعوت کرد دعوت او را رد کردند و به ندای وی پاسخ ندادند. الیاس هم دست دعا و راز و نیاز با خداوند به سوی آسمان دراز کرد و گفت: «خداوندا بنی اسرائیلیان راه بندگی برای غیر تو و کفر به تو را در پیش گرفته‌اند، خداوندا تو هم نعمت خود را بر آنها تغییر بده. خداوند بدو وحی کرد ‌ای الیاس موضوع روزی آنها را به تو واگذار کردیم هر طور که مایل هستی در این زمینه فرمان بده. الیاس فرمود: خداوندا بارش باران را بر آنان قطع کن. به مدت سه سال تمام باران از آنان قطع گردید. در نتیجه همه‌ی احشام آنها تلف شد و درختانشان از تشنگی خشک گردید و در ناراحتی و فشار شدید واقع شدند. وقتی علیه آنها دست دعا به سوی آسمان بلند می‌کرد در جای دور از دید آنها قرار می‌گرفت و زمانی که آنها از روزی منع شدند و به سبب آن در تنگنا قرار گرفتند روزی او بوفور می‌رسید. بنی اسرائیل در شرایطی قرار گرفتند که هر جا بوی نان احساس می‌کردند، می‌گفتند: الیاس در اینجا می‌باشد و وارد آنجا می‌شدند و صاحب آن منزل از شوم و شر آنها گرفتار ناراحتی می‌شد. روزی الیاس در خانه‌ی زنی از بنی اسرائیل اقامت گزید. آن زن فرزندی داشت به نام «الیسع بن اخطوب» که مریض و بدحال بود. حضرت الیاس برایش دعا کرد خداوند او را شفا داد. الیسع به الیاس ایمان آورد و مرید و پیرو او شد و به هر جا می‌رفت ملازم او بود. الیاس پیر و مریض بود، الیسع هم جوان و سرحال. الیاس خطاب به بنی اسرائیل گفت: اگر از بت پرستی دست بکشید از خداوند می‌طلبم مصیبت وارده را از سرتان بردارد. آنها هم بتها را دور انداختند و از بدعتها دست کشیدند. الیاس برای آنها به دعا برخاست خداوند مصیبت را از آنها دور کرد. اما دوباره راه بدعت گذاری و ناسپاسی را در پیش گرفتند. الیاس از خداوند طلب کرد روح او را قبض کند و به نزد خود بازگرداند خداوند دعای او را مستجاب فرمود، و بعد از مرگ او الیسع را در میان آنان مبعوث کرد. ابن کثیر می‌گوید: رسالت الیاس به سوی اهل بعلبک جنوب دمشق بود بتی داشتند به نام «بعل»،‌ خداوند از زبان الیاس از آن چنین یاد می‌کند. {أَتَدْعُونَ بَعْلا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِینَ (١٢٥) اللَّهَ رَبَّکمْ وَرَبَّ آبَائِکمُ الأوَّلِینَ}3 (صافات: 126- 125). برخی از تاریخ نویسان گویند: بعد از انتهای پادشاهی سلیمان یعنی در سال 933 قبل از میلاد مملکت و کشور بنی اسرائیل به دو بخش تقسیم شد. بخش اول در قبضه‌ی قدرت نسل سلیمان قرار داشت که اولین پادشاه آنان رُحبعام پسر سلیمان بود. بخش دوم در اختیار یکی از اسباط (افرایم) پسر یوسف صدیق قرار داشت و نام پادشاهشان جربعام بود. دولت بنی اسرائیل بعد از سلیمان گرفتار تشتت و اختلاف شد و میان پادشاهان آنان اختلاف درگرفت و کفر و گمراهی در صفوف آنان رواج پیدا کرد. حتی یکی از پادشاهان بنام (اخاب) به همسرش اجازه داد عبادت و پرستش قومش را در میان بنی اسرائیل رواج دهد. در حالی که قوم و طایفه‌ی او بت پرست بودند و پرستش بتی را آغاز کردند که خداوند بنام (بعل) از او یاد کرده است و الیاس را به سوی آنان مبعوث فرمود. وقتی الیاس وفات کرد و به جوار حق پیوست خداوند یه یکی از انبیاء به نام الیسع دستور داد بنی اسرائیل را به خداپرستی و دوری از بت‌ها دعوت نماید. منبع مقاله: پیغمبری و پیغامبران در قرآن، مؤلف: شیخ علی صابونی، مترجم: محمد ملازاده 1 الیاس از پیامبرانی بود زمانی به قوم خود گفت: آیا پرهیزگاری پیشه‌ی خود نمی‌کنید، آیا (بت) بعل را به فریاد می‌خوانید و آیا بهترین آفریندگان را رها می‌سازید. 2 البدایة والنهایة ج 1 ص 339. 3 آیا بت بعل را به فریاد می‌خوانید و آیا بهترین آفرینندگان را رها می‌سازید * خدا که معبود شما و معبود نیاکان شما است.
  1. نمایش فعالیت های بیشتر
×
×
  • اضافه کردن...